گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

قهر

نکند یاد آسمان رفته ، که زمین تشنه کام می میرد.

یا زمین عشق را نمی فهمد ، که دل آسمان نمی گیرد.

شاید این دستها نمی فهمند ، یا که این جمله ها نمی دانند.

با که باید نماز بگزارند ، از قنات که آب بر دارند.

گپ خودمانی (8)

سُلام

گردنه زندگی که به سر جیر ومی گرده.

دیه حال و هوای زندگی دی کم کم ابری می بو.

زبان حال یک پیر

چِندیه دُل نُگرانُم ، نیمیدانُم که چیه.

مثل دیوانه می خوانُم ، نمی دانُم که چیه.

شو و روزم یکی گردیه تُفاوت نُداره.

همینه فکر و خیالم ، نیمیدانُم که چیه.

مثل غولانی جوری دَر می کوم صحرا سران.

خودُمه سر میدوانُم ، نیمیدانُم که چیه.

تُو ، دَرََ کَلُم و هی ریک می زنُم روبروه.

چُشم و ابرو می پُرانُم ، نیمیدانُم که چیه.

دیگه قبلنی جوران ، بَپُر و دَر شو نیمینم.

یعنی اصلا" نیمی تانُم ، نیمیدانُم که چیه.

گاهی گَردُنُم می گیره ، عین خوک شاخ می زنُم.

بعد می گیره شانه آنُم ، نیمیدانُم که چیه.

کمرم عین فُنر دولا می بُم ، جُرت می زنه.

جی... دَ کُردُن نیمیتانُم ، نیمیدانُم که چیه.

پامی قوزک دی نگو عین دَرانی کو وره.

گاهی لاچ واز می مانه ، نیمیدانُم که چیه.

چشمی سو دی بَپُرس ، هر چی رَ قیقاچ می زنه.

ماس و داسَ ، راس می خانه نیمیدانُم که چیه.

بلبلی صدا دیه با خری عرعر یکیه.

کَوُِک دِنی خروس بخانه ، نیمیدانُم که چیه.

دیه آزُنگل و دَروازه مُنیب ، فرق نُداره.

تُوُرَ ، گیلداس می دانُم نیمیدانُم که چیه.

جمعه شو با شنبه شو ، خیلی تُفاوت نُداره.

شو با روز دیگه میزانه ، نیمیدانُم که چیه.

سال و ماهی یکدفه میشُم سرو تُن بَشورم.

شُلا کتیه تُن و جانُم ، نیمیدانُم که چیه.

با آرزوی سلامتی و تندرستی

دهاتیم

 

خیلی دهاتیم ، تو به شهر م سفر مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن.

کاه و گلم  ببین و به خو نا به ، تر، مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن.

پل های من همه چو بیست ، بی گدار .

در رود خا طرات  دهاتی ، خطر مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن.

یا مثل من به اسب خودت یو نجه بار کن.

یا یو نجه زار عشق مرا بی ثمر مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن.

ما سفره مان به نان جویی سیر می شود.

دیگر اسیر سفره سلطان و زر مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن.

در بین ما ادب نشانه هر پیر و کدخداست.

هر گز میا و دعوی خان و پدر مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن.

اینجا کلام در دل ما بخش می شود.

ما را اسیر مکتب شیطان و شر مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن .

یا مثل ما دهاتی و یا مثل سادگی.

یا ادعای عالم و اهل هنر مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن.

ما دل به پای بی سرو پایی نمی دهیم.

نا آشنا به کو چه ی دل ها گذر مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکن.

پرنده

انسان ، پرواز را آمو خت .

اما

احساس پر نده را ، هر گز .

یکنفر

زخم هایم اشک می ریزند .

ودرد هایم فر یاد می کشند .

یکنفر دارو های مرا دزدیده است .