گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

فاصله

گذرت گر به من افتاد ، خبر دارم کن.

خواب این فاصله کافیست ، تو بیدارم کن.

مدتی هست که از بتکده ها بی خبرم.

بت جانم بستان ، شهره ی بازارم کن.

خاطره ها

هستی اما هنوز دلتنگم ، چو نکه بین من و تو فاصله هاست.

یادمان رفته یاد هم باشیم . لذت زندگی به خاطره هاست.

یکقدم  پیش تر که می آیی . یاد من می کند ، دوید نها.

دوستیها  فروشیند ، ولی لذتش در همین معامله هاست.

انرژی مثبت

باغ خوبست ، بهار هم ،خو بست.

جیر جیر ک ، هَزار هم ، خو بست.

بلبلان ، نغمه خوان و فروردین.

جنگل و شیر و مار هم ،خو بست.

روی هم ، یک انرژی مثبت.

ننه ، بابا ، نگار هم ، خو بست.

رود وقتی که شعر می خواند.

آن طرف ، کوهسار هم ، خو بست.

اُتل ، هیچکس ، ندارد ، بوق.

حال اسب و حمارهم ، خو بست.

موج های امید در راهند.

لحظه ی  انتظار هم خو بست.

جیب ها ، سفره ها ، فراوانیست.

شُکر ، چون کسب و کار هم ، خو بست.

نامه ها می رسد به منتظران.

خبر آورده ، یار هم خو بست.

بود آواز مست  ، وقت سحر .

حال میخانه دار هم ، خو بست.

خوب بودن شبیه ، ویروس است.

خوب باشی نزار هم ، خو بست.

یادمان رفته ، خنده یعنی ، خوب.

خنده بی شمار هم ، خو بست.

همه خو بیم ، یکصدا ، با هم.

زندگی توی غار هم ، خو بست.

شیر

بیشه زاری که رو بهان پدرند.

شیر ها شان نزاده می میرند.

شیر ها را اگر نیازارید.

بچه شیران غریبه را بدرند.

شیر ها را گر سنه مگذارید.

شیر های گرسنه ، شیر درند.

آدمی گر چه شیر خورده ، ولی.

آدمان ، دیده ای ! که آدمی بخورند.

تو به من

پای این برکه بیا.

دل خیسم به تن برکه بی آب بزن.

شعر باران بخوان.

جاری اندر رگ فردایم کن .

قدری آرام بده

تو به من جان بده.

زندگی در گذر است.

دست بگذار بر این خسته من.

بامن این بودن گل را بو کن.

تو مرا جادو کن.

این من گم شده را پیدا کن.

قدری آرام بده .

تو به من جان بده.

کلماتم همه گهواره لالا یی توست.

پیش خوابم تو بخواب.

زیر همسایه ی چشمم دو سه تا پلک بزن.

قدری آرام بده.

تو به من جان بده.

پیش هم بودن ما تکراریست.

جور دیگر به کنارم بنشین.

جای این بغض بخند.

روی لبها پفکی زرد بکار.

مثل شوری تو مرا شیرین کن.

قدری آرام بده.

تو به من جان بده.

نامه هایت همه تکرار من است.

غزلی نو بنویس.

بنویس از همه دلتنگ ترم.

مثنوی را یله کن.

قدری آرام بده .

تو به من جان بده.