گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

میا

به َطرف باغ و چمن ، ای بها ر حسن میا.

که مرده اند ، هَزاران و عندلیبانت.

ز کو چه باغ جفا ، کس ندیده جز پر چین.

حذر کنید که خونین کنند دستا نت.

به مسجد اندر و بتخانه ، کفر ها خیزد.

به هوش تا نبرد ، اعتبار و ایمانت.

از این فر شته وشان ، آدمی نمی خیزد.

منافقند ، که وارونه دیده چشمانت.

شنیده ام که میایی ، ولی نیا امروز.

چرا که قصد تو را کرده اند یارانت.

هوای تازه بیاور ، هوای بارانی.

 در این هوای نفس گیر ، نیست درمانت.

سلام ما به تو و اهل خانواده تو.

چو آ مدی گله کم کن ز نا رفیقانت

عمر برف است

دست ها ، خنده ها ، پریدن ها.

مهر بانی بیاورید امروز .

سر شو قیم . هو ا که  بارانیست .

می توان گفت ، روز  شد ،  نو  روز.

گذر خنده ،  پیرمرد جوان.

می فروشد، جوانی  از  دیروز.

زندگی ، حق اولیه ی ماست.

<< عمر برف است و آفتاب تموز >>

 

لاله ها

چقدر صبر کرده ایم .

چقدر باید صبر کنیم.

این بهار لاله که می روید.

شاید لاله ما باشد.

دوستی ها

تازه تر ، تازه تر که می بینم. هوس خوردنت دو چندان است

سیب های قشنگ سیری چند ؟ میوه نو رست چه ارزان است.

می شکفتی به خنده ، فهمیدم. غنچه های لبت ، فراوان است.

میوه یا گل ، تفاوتی نکند. دو ستی ها ببین چه آسان است.

گپ خودمانی (12)

تاریخ : جمعه هفتم آذر ۱۳۹۳ | 17:31 | نویسنده : م آهنگری
 

سُلام .

دبین یا دنیبین ، مساله نیه .

اما خودُم دی هنوز نیمیدانم ، مساله چیه.

آدُمان.

آدُمای تدبیر ، آدُمای تقدیر.

آدُمای سیاه ، آدُمای سُفید.

آدُمای چاپلوس ، آدُمای اصیل.

آدُمای تنبل ، آدُمای تلاش.

آدُمای انگل ، آدُمای مطیع.

آدُمای محکم ، آدُمای ضعیف.

آدُمای ...

گاهی موج که میا ، یُکی رَ چنان صخرهِ ی دیم میکتانه که نابود می بو.

یُکی رَ دی چُنان صخره ی سر مینشانه که انگار میگرده عروس.

آدُمان

همینجور مثل اینکه دَرُن سردی دَ جَر میشن . اما اکثر شان تلپ تلپ

جیر میکون و یَک چند تا دی تا تُکـرم جَر میشون.

آدُمان

گاهی زُندُگیشان مثل جنگله میمانه. یُکی اینقدر چاق می بو که

اسمش میبو شیر . یُکی دی اینقدر ضعیف که میگرده روبا.

آدُمان

گاهی هیکل دَ ، گَت می بُن ، گاهی دی ، فکر و عقلشان دَ .

آدُمان

خیلی مُهمه که کُجه دنیا بیان و ننه و باباشان کیِِِِ باشه ،

کی به دنیا بیان و روز گارشان در گیر چی باشه .

آدُمان

هر چی باشُن و هر چی نباشُن ، هر چندی با هم تُفاوت داشته باشُن.

و پَس پیش اُسمشان کم و زیاد بو . اما در یَک چی همدیگری جورن .

اون دی اینکه آدُ مُن و باید آدُم دی بُمانُن. بی ریخت و با ریختش خیلی

تَفاوت  قیمت نُداره . به قول ایمروزیان ، چندی انرژی مثبت دارُن و چقد

مَردمیب به دَرد میخورن.

آدُمان

اکه تُفاوت دی دارُن ، به خاطر ظر فیت مثبت و منفی شانه . به خا طر

میزان تاثیر شان در زندگی مَردُم . بقیش هر چی هسه مر بو ط به

خودشانه، همین.

خُودُ م  دی نیمیدانم ، چی میگوم . میخاسم امتحان کُنُم بینُم میشا

با طالقانی زُبان جدی صحبت کُرد یا نه . این دی به خاطر خالی نبودن

عریضه. خو شت بو ، جان.