ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
شاعری دیوانگی دارد ، تو هم دیوانه شو
شعر هم دُردانگی دارد ، تو هم دُردانه شو
تا حریم حس من ، نزدیک تر ، نزدیک تر
عشق هم رندانگی دارد ، تو هم رندانه شو
باید از نو ، اتفاق تازه ای آغاز کرد
درب های شهر زندان گشته ای را باز کرد
از حریم آرزو ها ، خویشتن را بر رهاند
ترک خواهش های من از سرزمین آز کرد
شعر سعدی را به سبک دیگری باید چشید
فال حافظ را به جان ، فالوده ی شیراز کرد
کار امروز جهان ، با مطرب و میخانه نیست
عشق را با سوز دیگر می توان ابراز کرد
کودک دلبستگیها را به استادی سپرد
نو تر اندیشید ، جور دیگری پرواز کرد
تو را شبیه خودم ، دوستت دارم
چه قدر مثل تو را از خودم طلبکارم
هنوز مزرعه ام مست می شود از تو
تو آن گلی که تو را عاشقانه می کارم