گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

حس قشنگ


حسی  قشنگ دارم و حسم نمی کنی .

با اینهمه ز عا شقیم کم نمی کنی .

این زخم کهنه وا شود اما چه فایده .

جهدی برای دکتر و مر حم نمی کنی .

این قصه با غزای تو روزی عزا شود .

آن روز هم تو نو حه و ماتم نمی کنی .

غمناک می شوم که تو می دانی و ولی .

اندیشه ای برای من و غم نمی کنی .

می بینیم در آتش حسرت چه می کشم .

از دور یک اشاره به شبنم نمی کنی .

حسی  قشنگ دارم و حسم نمی کنی .

با اینهمه ز عا شقیم کم نمی کنی .

این زخم کهنه وا شود اما چه فایده .

جهدی برای دکتر و مر حم نمی کنی .

این قصه با غزای تو روزی عزا شود .

آن روز هم تو نو حه و ماتم نمی کنی .

غمناک می شوم که تو می دانی و ولی .

اندیشه ای برای من و غم نمی کنی .

می بینیم در آتش حسرت چه می کشم .

از دور یک اشاره به شبنم نمی کنی .

سطل آشغال


گربه ها

برای آدم ها ی گرسنه سهمی می گذارند

در سطل آشغال .

اما

آدم های آشغال

گربه ها را می زنند ،  با سنگ

و

آدم ها را با تفنگ .

آب


بعضی ها با شسته شدن زیبا تر میشوند .

بعضی دیگر زشت تر .

مهم اینست

که ما در گو هر جانمان چه چیزی را پنهان کرده باشیم .

آب

آدم ها را عوض نمی کند .

تامن بیایم

تا من بیایم از تو بگو یم  ،  تو رفته ای .

از حس من گذشته قریب دو هفته ای.

این فا صله برای هزاران دلیل بد .

کافیست ، آنچه که باید نگفته ای.

اما بیا که فا صله ها را رها کنیم .             خود را برای فا صله ها مان فدا کنیم.

تا من بیا یم و تو بیا یی ، چه ، می شود.

وقتی گذ شته نیست ، گذ شتن که می شود.

نو تر بیا ، که واژ ه ی من ، تازه مشتریست.

 با عشق تازه ، کهنه فروشی نمی شود.

هر جا شکستنی است برای یکی شدن.            یا بشکنیم یا که یکی را صدا  کنیم.

 تا من بیایم و قمرت مشتری شود.

پروین عشق ما بری از جن و پری شود.

شاید بهار نو بت ما را صدا کند.

لختی برای عا شقی و دلبری شود.

یک چشم اشک


آورده ام ، تمام حو صله ام را ، برای تو .

یک چشم ، اشک بی گله ام را ، برای تو .

چیزی نداشتم ، بجز این اندکم ، ولی .

پر کرده ام ، تمام فا صله ام را ، برای تو .

آورده ام برای تو شعری ، اگر چه کم .

همراه آن ، صله ام را ، برای تو .

در خلوت نگاه تو ، دزدانه سر زدم .

دادم به باد ، قا فله ام را ، برای تو .

سر دار چشم های تو ، تیغش برهنه بود .

غارت نمود ،  سلسله ام را ، برای تو .