گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

من و تو


من و تو


دانی و ندانی ، ز چه پرسی که چنین ام .

چشمی اگرت نیست چه گویی که ببینم .


حالا که بر افتاده کلاهت ز سر عقل .

خواهی و نخواهی ، گنهی نیست همینم .


من عاشق ابرم که چو معشوق بگرید .

تا لاله بر آید ز گلستان ز مینم .


شب بو تو یی و  شاهد بازار دو چشمت .

حالا که رقیبم شده آغوش  ، غمینم .


گفتی که رها می شوی از من به خیالت .

چون پیله به دور تو در افتاده  ، کمینم .


آهوی رمیده  ، به چه تردید  ، رمیدی .

گاهی به یساری و گهی نیز یمینم .


پایان مرا هیچ مرکب ننو یسد .

دانی که چرا؟ چونکه  ،  منم ساده ترینم .

مرگ


                   مرگ  


مثل شیپش ول می خوره  ، تو سر مو دار و کچل .

قسمتی از خاطره مون  ، جا شده اموات و اجل .


و قتی که از زندگیمون با کف و دف حرف می زنیم .

به فکر اونجا که می شیم ، شروع میشه اتل متل .


نگی که جدی نمی گم  ، زندگی شو خی نداره .

پاش که بیفته می بینی  ، حلوا تو پختن با عسل .


ماشین زندگی یه روز الاغ و اسب و قاطره .

شتر سواری می کنی  ، یادت باشه ضرب المثل .


بهار زندگی همش ، قصیده های فاخره .

به سن پیری می رسی  ، باید بخونی تو غزل .


توی کتاب زندگی ، حاشیه هاش سهم منه .

و گرنه متن اصلیشو  ، یکی نو شته از ازل .

طواف عشق


السلام   ای   حاجی   ،   بی را جعون .

السلام ای کشته ی در خاک و خون .


السلام    ای   قوچ   قربان    در   منا

ای   تو    ابراهیم    و       اسما عیلُنا .


حجکم مقبول و سعیت هم شکور .

گر چه اکنون  ، گشته ای اهل قبور .


بارک الله ز آنچه کردی از شعور .

لن ترانی را شکستی  ، در حضور .


دست تقدیری که گل چینت نمود .

اینچنین بنو شت  ،  در  بود و نبود .


چون شود پیمانه ای پر ، گر چه زود .

آن و بیش از لحظه ای هم  ، نا فزود .


ایها   المخلوق   ،   کنا      مسلمون .

هان    بخوان  ،   انا   الیه   راجعون .


********


                       قربانی عشق


خوش به حال پر کشیدن هایتان .

هم فدای قوی و هم در یایتان .


جان آوردید  ، قربانی کنید .

می پذیرد از شما مو لایتان .

هوای آلوده


                    هوای آلوده


بچه بودم

پدرم گفت هوا آلوده است .

ریه هایم به خدا فرسوده است .

نفسم می گیرد .

نای رفتن سر بازاری نیست .

قدرت کاری نیست.

پدرم سرفه نمی کرد

غصه می خورد .

***

زنگ انشا

معلم نوشت

بنو یسید  انشا .

که هوا آلودست .

بچه ها گوش کنید

شهر ما حو صله اش سر رفته

کار از حد خودش در رفته .

زندگی بیمار است .

و پرستاری نیست .

آب هم آلودست .

دارو هم 

و پز شکان و

همه بیمارند .

***

زنگ تفریح هوا زیبا بود .

تا دماوند زمین پیدا بود .

پدرم مرد و

معلم هم .

باز اما هوا آلودست .

آب از چشمه گل آلود شده .

آسمان دلمان تیره و تنگ است هنوز .

تازه

می فهمیدم

زنگ انشای معلم

ز چه تکراری بود .

پدرم

ناله ی بی نانی داشت .

غصه می خورد

ولی

جان نداشت .

***

نیست

اما پدر و استادم .

باز امروز، دل ما تنگ است .

باز انشای معلم

جنگ است .

شهر از بوی تعفن سر شار

دکتر شهر علیل و بیمار

همه از بغض فرو خورده تهوع دارند .

مهربانی تنها ست .

هیچ دستی به فرو دست نمی پاشد گل .

حس سردیست

تمنای همه یخ بسته .

دست گرمای قلم

بشکسته .

کو چه دلتنگ تماشای دو تا همسایه است .

***

زیر این ابر کثیف

ریه ها

قلب ها

منتظر تعویضند.

قلب مصنوعی

قاچاق می شود .

آدم های سنگی تاجرانند .

توی بازار شلوغ

می فروشند آدم

می خرند دنیا

عده ای نان

عده ای نام

عده ای نیز خدا بفروشند .

هیچکس فکر هوا نیست .

سر فه ها خو نین است .

قصه ها تکرار یست .

و کسی نیست بگو ید

خفگی ار ثی نیست.

سنتی تار یخیست .

شعر من اهل تمنای هوای تازه است .

شعر من آزادست .

فاش می گو یم از این شهر دلم می گیر د .

مرغ جانم

قفس افتاده  ، دگر می میرد .

آی مردم گنه اینست

که

...     نیست .

...   است

مجال گل و آبادی نیست .

اندکی هست نفس

تا

شهیدان هستند .

محبت


ز سر سرای محبت کسی ضرر نکند .

کسی برای محبت ، تپانچه در نکند .


مگر شرور بزاید بشر ، که بستیزد .

وگرنه ، زاده ی آدم که کار شر نکند .