
هر چه دارم
***
امشب اما ، هر چه دارم با خودم ، آورده ام
هر چه را اندازه ای و بیش و کم ، آورده ام
کل شادیهای قلک را شکستم دامنت
در همش ، با شادی و اندوه و غم ، آورده ام
چشم هایم را اگر قابل بدانی پیش کش
مثل لیمو یی که از بازار بم ، آورده ام
یک سری دارم پر از الماس احساس قشنگ
از خلیجی تا خلیجی ، یم به یم ، آورده ام
آرزو هایم ، تمامش را برایت تا بهشت
آنچنانی را که قبلا گفته ام ، آورده ام
بیش نتوانستم اما ، در دل سجاده ام
حال خوبی با دل بشکسته ام ، آورده ام

دو قدم مانده
***
دو قدم مانده اگر پای دویدن داری
عشق زخمیست ببین طا قت دیدن داری
رو به پایان همه چیز است ، فقط مانده دو حرف
اندکی صبر اگر تاب شنیدن داری
قفسم را که شکستم ، تو و من آزادیم
می توان رفت اگر شوق ندیدن داری
کنده ام دل ، که تو یادت نرود دل کندن
می فروشم اگر اقبال خریدن داری
سبزه زاری شدم از شوق ز گلهای غریب
بی خبر اینکه ، به سر ، میل چریدن داری!
زندگی فرصت تغییر نگاه من و توست
باز یک بار دگر ، حال پریدن داری ؟

بر جام
پس از تو مانده دلم در هوای بر جامت
ز روز گار حرامت ، من و لب و جامت
چه ها کشیده دلم تا که دی شود اسفند
من و هوای بهاران ، نسیم و فر جامت

غم بهار
کسی ، غبار مرا ، پاک می کند یا نه ؟
و سقف غار مرا پاک می کند یا نه ؟
کسی که مثل تو باشد ، شبیه بارانت
نگاه تار مرا ، پاک می کند یا نه ؟
همو که سبز می آید ، شبیه فروردین
من و تبار مرا پاک می کند یا نه ؟
یکی ز روزن بالا ، ز شهر آگاهی
خطای اختیار مرا پاک می کند یا نه ؟
یکی که اصل تر از من ، یکی ز آغازین
تمام اعتبار مرا پاک می کند یا نه ؟
یکی که ساده بیاید ، یکی که یک باشد
غرور بی شمار مرا ، پاک می کند یا نه ؟
حریر دست عزیزی ، دوای زخم دلی
جفای خار مرا پاک می کند یا نه ؟
صدای گرم و قریبی ، نوای نا قوسی
حزین یار مرا پاک می کند یا نه ؟
نسیم باد صبا یا پیام نوروزی
غم بهار مرا پاک می کند یا نه ؟
دعای دیگری این بار ، مثل ، یا ربِی !
گناه بی شمار مرا پاک می کند یا نه ؟

تهی شد از تو نگاهم ، کمی مدارا کن .
فقیر بی تو شدن را ، عزیز و دارا کن
دلم برای تو پر می زند ، پرم بشکن
دمی بیا پر خو نین من مداوا کن