| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |

چه قدر زاویه های دلمان تنگ شده
سیصد و شصت درجه عشق چه بی رنگ شده
صحبت از قائمه و منفرجه دیگر نیست
ضلع های من و تو فاصله اش سنگ شده

دیشب از اندوه پرسیدم ز حال دلخوشی
گفت گاهی هست و گاهی نیست ، آزارش مکن
گر ندیدی ، خفته در پنهان جانت صبر کن
هان مشو نو مید ، و پیش از وعده اصرارش مکن

با که باید سخن آغاز کنم ، با که بگو
شعر را با چه سر آغاز کنم ، با که بگو
یک دهاتی چه بگوید که نرنجد دل شهر
دست در دست که پرواز کنم با که بگو

