| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |

تقدیم به عزیزم آشیخ جواد نازنین
پَر کاهی چه کند پای درخت کُهنی؟
صحبت ذره نیاید به زبان و دهنی
تو خود استاد ادب هستی و اخلاق ، چنین
عیب پوشی کنی آن سان که کند پیرهنی
بی تو باران ، لاله را ، نایی نبود.
بی تو ، میدانم ، که دریایی نبود.
زندگی ، باران بودن های تو ست.
بی تو ، اما ، کاش ، دنیایی نبود.

اگر میا یی و با هم ، زخانه ها برویم .
ز خانه های شما ، خانه های ما برویم .
تنیده رنگ زمان ، خانه های زیبا را .
برای ساده شدن پیش کدخدا برویم .
چقدر خانه قبلی اتاق زیبا داشت .
از این حصار بتو نی به حجره ها برویم .
شبیه پر زدن عندلیب و پروانه .
رها به جنگل اندیشه ای جدا برویم .
به قاف اگر نرسیم ، از قبیله می پرسیم .
به قله های شرف تا دهانه ها برویم .
چو طیر پر بزنیم از شکاف صخره ی دوست .
قدم قدم به دل آشیانه ها برویم .
صدای مرد می آید ، نبرد سنگین است .
برای خسته نبا شید ، یک صدا برویم .
بیا دمشق دگر جای ماندن ما نیست .
به سمت شرق اگر شد ، به کر بلا برویم .
چقدر تند دویدیم ، تا نفس با قیست .
برای تو به ، کمی چار دست و پا برویم .
نخورده گندم اگر ، آدمی زتو با قیست .
از این بهشت شیا طین بی خدا برویم .
هنوز بوی اذان مدینه می اید .
بیا زکعبه ی بو جهل فر قه ها برویم .

بعد مدتها
سراغت آمدم حالی بپرسم
رفته بودی
از تو و ایام احوالی بپرسم
رفته بودی
بافتم چون دار قالی
روز های زندگی را
خواستم راز گل قالی بپرسم
رفته بودی
جدولی از زندگی پر کرده ام ،
یک حرف مانده
از حروف واژه ی خالی بپرسم
رفته بودی
گوشه ی ذهنم سوالی مانده
بی پاسخ هنوزم
از جوانی و کهنسالی بپرسم ،
رفته بودی
شعر من در مصرع آخر
تو را کم داشت ، گفتم
لااقل
از حضرتعالی بپرسم
رفته بودی

عشق یعنی ، فر صت تنها شدن .
عشق یعنی ، گم شدن پیدا شدن .
عشق یعنی ، بو سه ها لبخند ها .
عشق یعنی ، مثل غنچه وا شدن .