گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

ایهام نگاه


شعر  یعنی  ،  تو  و  ایهام  نگاهت  ، گاهی

شعر  یعنی  ،  تو  که   از  حال  دلم  آگاهی 


شعر  یعنی  ،  بخروشی  به  بیابان ستم

سیل  وارینه  به  کاخ و  ستم  هر  شاهی


رسول مهربانی


رسول مهربانی


از تو دارد رنگ زیبا بوی خوش .

سیب آدم گر چه  شیرین  و  تُرُش .


مهر بانی از تو معنا می شود .

هر چه با نام تو زیبا می شود .


یاس از بوی تو مجنون  می شود .

جان لیلا بی تو دل خون می شود .


نیست باکی گر تو هست ما شوی .

شا فع روز الست ما شوی .


دست حق از آستینت بر دهد .

بیش از آنی را که پیغمبر دهد .


تو تمام آرزوی آدمی .

در میان انبیا هم خاتمی .


راه از تو بی سراب و بی شراب .

با تو معنا می دهد ، عقل و کتاب .


ساده ای چون آب جان تشنه را .

چون حریری نرم ، خون آغشته را .


آفتابم از تو گرما می دهد .

بوی عشق تو ست بابا می دهد .


هست عالم خوان رب العالمین .

او ولی آسمان و تو زمین .


خلقت کون و مکان یک موی تو .

عاشقی دارد خم ابروی تو .


امشب آقا درد ما را چاره کن .

این طناب بندگی را پاره کن .


بار دیگر مرده ام را زنده کن .

گر چه پر رویم مرا شرمنده کن .


جام آوردم ، شرابی تازه کن .

جامه عقل مرا اندازه کن .

یا رسول الله (ص)


جز تو هر کس قفسی دارد و در زندان است .

خانه ی عشق تو آرامگه رندانست .


پیش و پس هر چه ز آدم همه سر گر دانند .

هر چه در بیت تو گرد آمده از ایمانست .


گر چه آغاز تو یی ، جاده ی تو حید ، فقط .

با چراغ نهم از نسل حسین (ع) پایا نست .


همه هستند ، چراغ و همه هستند ، صراط .

کشتی و نور حسین (ع) بر همه کس درمانست .


کعبه یعنی که ، خدا هست ، بگردید ، بشر .

هر کسی غیر خدا یا فته سر گردان است .


ای رسولی که به اخلاق تو دین کامل شد .

خلق بی خُلق تو هر آینه ، بی ساما نست .

ای عشق


ای  عشق  ،  اسیر  این  و  آنم  نکنی

شرمنده  ی  طعن  دشمنانم  نکنی


ما  را  به  هوای  کوی  بالاست ، پری

نومید  ز  پرواز  گمانم  نکنی!

ای صبح


ای  صبح  مرا  به  نور  خود  مهمان  کن

آن  را  که  نکرده  شب ، تو  با  من  آن  کن


در  سفره  ی  مردمان  و  هم   سفره  ی  ما

قدری  ز  محبت  و  کمی  هم نان  کن