گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

جهان درون


جهان درونم

باغ  بزرگیست


هر روز

گلی  از  آن  می چینم


برای  لذت  زندگیم

درخت آدمی


درخت  آدمی  را  بر ، نه  سیب  است

که  سیب  آدمی  ،  حمد  حبیب  است


هر  آنکو  بر  درختش  بار  بسیار

به  خویش  اندر  نگاه  و  سر  به  جیب  است

انشا



کاش  انشای  بشر  کودک  و  مرغابی  بود

آسمان  دل  مردم  همه  وقت  آبی  بود

لب خند


هر  که  را  شاید  بگیرند

هر  چه  را  شاید


ثروتی  داریم

بی  اندازه

تا

لبخند  هست.

چه کسی میفهمد؟


چه کسی می  داند؟

می  نشینی  و  دلم  ،  می خیزد


می روی


جان  و  دلم  می  ریزد


آتشم  می  شوی  و  بال  و  پرم 

می سوزد.


چه  کسی  می  فهمد؟


تو

به اندازه ی 

زاییدن  و  مردن 

دردی!