| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |

بر لبی خشک ، آب می مانی
بر شب مستیم ، شراب می مانی
تو که هر صبح مثل خورشیدی
بخششی بی حساب می مانی.

شب های وطن چه صبح صادق دارد .
تصدیق کنیم ، بلا تصدّق دارد
کار نامه ی تاریخ وطن ، مفتخر است
امضای قشنگی ، چو مصدق دارد

خوبیم
به همین خاطره ها
بازم شکر.
لبخند تو را دارم
و
می نازم ، شکر.
من
عاشق خاطرات دیروز
توام.
با زمزمه های عشق
می سازم ، شکر.

درد گفتی ، دوایت آوردم.
باغ گل ، زیر پایت آوردم .
بیش از اینها نبود،گشتم و یک.
دل عاشق ، برایت آوردم .

پاره ی تن ، بنا به تعبیری.
کوثری ، از نگاه تفسیری.
سروری ، از زنان عالمیان.
در دل بیشه ی زنان ، شیری!