گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

بابا و نان


مادرم نان می پخت

به دست

پدرم نان می خورد

به رنج

ما همه نان تحمل خوردیم .

پدران ما هم

در تنوری که بر افراخته از آتش جان

نان گندم می خوردند .

نان گندم

با پو ست .

من نمیدانم

نان گندم کم بود

یا که بابا نبود

که پسر های پدر

نانشان آجر شد .

نان شهری که بدنیا آمد .

بوی ما شین می داد .

نان ها ماشینی .

آدما ما شینی .


بیا


آخرین پیچ زمستان است و باران است ، بیا .

               شاخ توت کو چه عریان است و گریان است ، بیا .


                             چتر عشقی را که در پستو ست در دستت بگیر .

                                              عا شقی اینجا پر یشان است و نالان است ، بیا .

عمر


باز این پنجره بارانی شد .

شاهد ریزش تو فانی شد .


کو چه خاطره دلتنگ تو بود .

ذهن در گیر پر یشانی شد .


روز ها چون به شمارش افتاد .

حاصلش رنج و پشیمانی شد .


پای آهوی جوانی لنگید .

تیر غیب آمد و قر بانی شد .


عمر در سفره عاقل خو ش بود .

مثل یک لحظه مهما نی شد .


صحبت از حس قشنگ گل بود .

گفت آزادی و زندانی شد .


آرما نشهر تفا هم لرزید .

چون سرابی همه ویرانی شد .


کاش می شد که بهاری تر بود .

لحظه هایی که زمستانی شد .

تو

من منتظرم که خنده های تو شوم .

گر تو قفسی پرنده های تو شوم .

این عشق سزاوار خداوندی توست .

زیباست اگر ، چو بنده های تو شوم .

حال من


کمی به حال من ایدوست گریه امشب کن .

برای حرمت این عشق اندکی تب کن .


من و تو کودک دردیم ، گر چه یادت نیست .

شفیع خاطر من باش و ذکر یا رب کن .


مرا که عادت لالایی تو را دارم .

بمان کنار من امروز و روز را شب کن .


طلب اگر چه ندارم ، که از تو بستانم .

مرا حوالتی به دهان و دو گو شه لب کن .


در این کرشمه که از تب تنم به جوش آمد .

نوازشم ز بنا گوش و زیر غبغب کن .


برای بودن من ، بودنت  خدایی بود .

برای بنده، خدایی خو شست ، هر شب کن .


دمی که سکسکه افتاد و لحظه ها گم شد .

شراب کهنه  ی دو شینه را لبا لب کن .