گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

خرابم کردی


             خرابم کردی


آمدی باز مرا خانه خرابم کردی

این تو بودی که نپرسیده جوابم کردی .


شعله در خرمن احساس من ارزانی شد .

تا به خود آمدم این ببار کبابم کردی .


خم جانم تن انگور تو را حس می کرد

در هم آمیخت که اینگونه شرابم کردی .


تو چه دیدی که از آبادی من تر سیدی ؟

تا بدانجا که چنین سخت عذابم کردی .


کلماتم همه در نعت تو مصدر می شد .

صرف و تکرار مرا بین که کتابم کردی .


هر که می دید مر ا یاد زمستان می کرد .

من ندانم تو چه در فصل شبابم کردی .


چشمه ی جان من از شوق تو در جو شش بود .

گرد بادت چو در افتاد ، حبابم کردی


به ثوابی الف قامت من تاق تو شد .

کج چو افتاد بدین گونه  ، صوابم کردی .


سحر از دولت منصور تو بیدار شدم

دیدم آغوش رقیبان و عقابم کردی .


من چه کردم که چنین دست به دست تو شدم .

گاه چون چنگ تو و گاه ربابم کردی .


خواب دیدم که در آغوش تو من خوابیدم .

هر چه بیدار شدم باز تو خوابم کردی !


در سوگ منا


در سوگ منا


ومن یخرج زبیت و خانه ی دل.

و منهم   آمنین  و هاجر از  گل .


کبو تر های عا شق پر کشیدند .

که دیده اینچنین ، مجنون عاقل .

من و شمع

ای شمع راز من و تو ، دو تا یکیست .

این بیصدا ز جدایی ، صدای کیست .


جانت در آتش است و صدایی نمی زنی .

اشکی که می چکد زنگاهت برای چیست .


رازی که در درون تو فریاد می زند .

گو ید برای زندگی از جان توان گریست .


بر گرد شمع ما همه شادند و شاهدند .

ساغر شکسته گردد  و ساقی خراب زیست .


ما لو طیان به شمع جمال تو زنده ایم .

ما را در این معا مله اصلا " قرار نیست .

بی رحم

آن سبزه زار را که چیدند بهار بود .

آن ساقه های نرم ، نحیف و نزار بود .


وقتی که دست های غضب ، چنگ می زدند .

فریاد غنچه های جوان بی شمار بود .


صدا بزن


یکبار هم به خستگی من صدا بزن .

پهلو شکسته را به نیش و لب و دست و پا بزن .


وقتی جدا شدیم ، نگاهم جدا نشد .

یک تیر دیگری به نگاهم جدا بزن .


دنیای عا طفه ها زنگ خورده است .

رفتی سراغ کو چه ما زنگ را بزن .


از سیل ، جز به خرابی گمان مدار .

چون غرق می شوی منشین ، دست و پا بزن .


دارم دلی که رنگ ندارد ، درنگ کن .

هر جا که زخم تو خورده ، دوا بزن .