گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

ظهر عاشورا


                         ظهر عاشورا


حالا که رفته اکبر و اصغر ، نرو بمان .

من با تو ام  ، تو ،  جان برادر ، نرو بمان .



این خیمه های بی تو و  عباس را ببین .

جان رقیه ، این دفعه دیگر ، نرو بمان .


می ترسم آنکه می روی و بار آخر است .

چندی  ، به خاطر دل مادر ، نرو بمان .


می رفت و همچنان دل زینب اشاره داشت .

تنها ،   حسین مانده ز حیدر ، نرو بمان .


آنان که رفته اند ،حسینی شدند ،  هآی.

دیدی  ،  حسین و زینب دیگر ، نرو بمان .


هر جا حسین و دعوی شمر و یزید شد .

با   اتکا   به سوره ی کو ثر  ،   نرو بمان .


بگشای چشم  ،  حسینی دگر ، ببین .

دیدی !،  تو را به جان پیمبر ، نرو بمان .

عباسیه



پرچم  افتاد و نیامد قدحی آب ، به دست .

دست عباس ولی شد همه جا دست به دست .

چشم هر کس که به بین الحرمین می افتد .

عقل می ماند از این دست رود یا آن دست .

                  **********


آدمیزاده ندیدم که چنین عاشق و مست .

بر سر عهد خود اینگونه ، دل خو یش شکست .

آب بود و هوس تشنگی و یاد اخی 

به دلش گفت نباید به عجوزی دل بست .

                  *********


عشق یعنی که برادر کمرم باز شکست

مَشک از دست تو افتاد و سرم باز شکست

اسب می آمد و یک علقمه، عباس، عباس .

شیشه عمر تو آمد نظرم ، باز شکست .