| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |

از کدام آیه بخوانم که خدایم تو شوی
از که پرسم ، چه کنم تا که برایم تو شوی
به سر آیم تو بگو ، تا بسر آید غم من
یا شوم خانه به دوشت ، که سرایم تو شوی

چنان تنهای تنهایم ، که دریا هم نمی فهمد
صدای قایق بشکسته ام را روز توفانی
چنان در غربتم اینجا ، که در چشم عبوری ها
کسی می پرسد از نامم ، کسی هم از مسلمانی

مثل هر سوختنی سوخت دل شهر اما
زیر آوار غمش ، آه نیامد ، آن شب
بی صدا بود ، صدایی که در آتش می سوخت
سیه آلوده شب و ماه نیامد آن شب

بر صورت شهر سیلی آتش بود
روزی که مدافعین در جنگ شدند
آنها که نشانشان در آتش می سوخت
رفتند به آسمان و فرهنگ شدند

برایت انقلابی کرده ام ، شهرِ بشاگردم
برای باوری می آیم و دور تو می گردم
کپرهای غمت را ، کاخی از امید می سازم
ز راه انقلاب عشق ، هر گز ، برنمی گردم