گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

کو تا هیها ی من 3


                   برف


غارتم کرده

این نفیر سرد .

زیر شلاق گردباد سیاه .


بر گهایم یکی یکی

مردند .

شا خه هایم شدند

دست به هوا.


آسمان چون شنید فریادم

بر تنم کرد

این

کت زیبا .



****


                برف


خدا را شکر که برف آمد به پاییز 

غذای جان به ظرف آمد به پاییز


خدا را  ،  کودک نه ماهه ی سال

ز شوق برف ، به حرف آمد به پاییز

کو تاهیهای من 2


پنجاه سال

اشتباهی رفتم

کو چه ای که اسمش خدا بود .

بر گشتم

دیدم

باد من !

تابلو کو چه را بر گردانده بود .

رو به کو چه ی شیطان .


*****


دلت را کو چه ی آرامش کن

خدا هم همسایه ی تو می شود .

سگ آدمی


          سگ آدمی


سگت بگذار ،  اگر نه آدمت بیمار می گردد

گرت ماند  ،  گلستانت سراسر خار می گردد


خُورد تا می تواند ،  فر بهت سازد به حیوانی

کزآن پس ، خُلق و خو یت گرگ یا کفتار می گردد 


حرامت  می کند با لقمه های چرب خود  خواهی

چنان وحشی ، که گیرد پای هر کس ، هار می گردد


لباس   میش  بر  تن  ،  زاهدی   در   پای منبر ها

تو گویی هر که با او شد ، زخود بیدار می گردد


سگان   را   بر   وفا    خوانند ،   اما ،  کی سگ آدم

وفا داری   کند ،  و قتی که همچون مار می گردد


سگی را می شناسم ، کادمش را خوب می فهمد

کز  آن   رو ،  با  صفات   آدمی   در  غار  می گردد


از  این سگ های   وحشی  کم ندارد،  آدم اهلی 

که گر راوی شود  ،  همسایه ی احبار می گردد


و   گر فرمانروا   گردد  ،   رعیت  را  به  سلطانی 


خدایی می کند  ،  بر  مردم   و  ادبار می گردد

http://www.media7.ir/download-music-hi-fereydoun-asraei.html/

آزادی


         آزادی


نیست بتی چون بت زیبای تو

اهل جهان محو تماشای تو

عاقل و صاحبدل و درویش هم

راز تو  نگشود و معمای تو


ای همه آزادی و  آزادگی


پیش تو هر کس که بیاید خو شست

پای تو هر کس که بیفتد  ،  بپاست

ما همه   را   خواب تو بیدار کرد 

آنکه به زندان تو گردد  ، رهاست 


آی همه آزادی و آزادگی 


پای کتاب همه امضای تو

خون شهیدان همه در پای تو

گر همگان  چون پری آراسته

ما چو پریزاده به دریای تو


ای همه آزادی و آزادگی 


بی تو جهان را قفس انداختند

کو چه به کو چه عسس انداختند

قلب من و قلب تو را زندگی

چون خفگان از نفس انداختند 


ای همه آزادی  و  آزادگی


عشق به پیشت به دو زانو، دو تا

مرد قلندر به حضورت  ، بپا

درد اگر پیش تو آید شبی

صبح بگیرد ز دو دستت شفا


ای همه آزادی  و  آزادگی


مهر تویی ، ماه تویی ، راه تو

صاحب هر دولت و هر شاه تو 

مُلک عقیم است ، چو شه زادگان

هر که  نزاید  ،  پسر  شاه  تو


ای همه آزادی  و  آزادگی

کو تا هیهای من



24 ساعت از خودم دور شدم .

بر گشتم .

نبود چیزی که پیدایش کنم .

24 سال هم که بگذرد.

24 قرن

چیزی باید بوده باشی

تا پیدایش کنی .