ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
نماز ساده باید خواند ، برای زندگی کردن
که با سجاده ی زاهد ، کافر می شود دل ها
زلال چشمه باید شد ، بیا سرچشمه برگردیم
که از اهمال عقل و نقل ، طوفانیست ، ساحل ها
ز غلظت های بی مورد ، ز تاویل و مرکب ها
دمار بندگی خون است ، ز دست و پای عاقل ها
ز بعد روزگاری خوش ، صعودی شد نزولی ها
بسی پیچیده شد افکار ، فرو ماندیم در گل ها
تفاسیر و تعابیر و خیال و خال و ذهن و من
افاضات و اضافی ها ، به بار آورد ، حامل ها
یکی عارف ، یکی زاهد ، یکی علامه و قائد
ز ترکیبی زمان خورده ، شده مجموع حاصل ها
یکی جزم و یکی آزاد ، یکی جبر و یکی الحاد
ز مکتب خانه ی آدم ، برون افتاد ، قاتل ها
ز احرار جهان جهدیست ، برهنه پای در آتش
بسوزند و بسوزانند ، تصاویر و شمایل ها
قسم بر آیه ی والعصر ، از این خسران آدم ها
بیا با آمن و عامل ، ز جان بندیم محمل ها
خدای ساده می خواهم ، برای گریه کردن ها
ید و بیضای موسی را ، برای سحر و باطل ها
ز ایمان منست آنکه ، دهد دندان ، نان را هم
تو را حس می کنم اینجا ، کنارم در مقابل ها
جهان آباد می گردد ، اگر واجب شود واجب
خدا را ، زین نقوش و رنگ ، ز آیین نوافل ها