ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
برف
در آن گاه
سیاه
روزگار سخت
در آن
دیجور سرد و سوز و بی برگی
در آن
عریانی و بی بهره گی
خواب زمستانی
که هذیانش چو نفرین است
نفیر سرد باد دی
وزان و
سوز و سیمین است
و رقصی نیست
در شاخ تنومند درخت بید
و شمشاد
از زوال خویش می لرزد
و گل
بیهوش تنهائیست
و رود
از اندک خود تشنه می گردد
و کوه
از بی کسی
خارش به تن پیداست
و هیچ ستان باغ
از فرط بیهوده
عزاداراست
و بر شاخ بلند و لخت تبریزی
کلاغ غم
دو قار حسرتش پیداست
و مرد از ترس
در آغوش کلبه دود می کارد
و زن
بیمار زایش های دیروز است
در این اندو هگین ایام
شبی در خواب دلتنگی
فرو می ریزد
از دستان گرم آسمان تو
لحاف سرد و نرمین ، سپید برف
و آدم برفی دل ها
سر از شوق تو می خیزد
عروس خوش قد و بالا
زمستان
تک و تنها
خداوندا
ترس های بی دلیلم را که ریشه در باور ضعیفم دارد از من بگیر …
جاری کن چشمه ای از آرامش بی مثال خودت را بر قلبم…
و کنارم باش تا یادم بماند که اول و آخر تویی !!
و چون تو هستی پس ترسی نیست …
دستهایم را که بگیری چشم بسته بدون
ترس و دلهره به دنبالت می آیم …
و اعتماد و ایمان دارم که مرا به بهترین جایی میبری که میدانی !!
ممنون
از جملات حکیمانه و سخنان انرژی بخشت
بیش از آن
تو بزرگ را باید در و بلاگت شناخت
.
جای پای باران
http://aliasghar0123.blogfa.com/
درود بیکران
سلام ای مرد گورانی عجب اشعار جانانی



مبارک باد وبلاگت چو آغازی چو پایانی
....
..
سلام

دیر گاهی دنبالت بودم از سر شوق.
به دیدار اشعارتان رفته ام بار ها
و لذت بردم
درود بر شما و همه هموندان طالقانیم .
دلم می خواست شما را در جمع عده ای از اهالی فرهنگ و هنر طالقان داشته باشیم
در کانال تلگرام به همین نام و سایرین از این دست ولی
امکان ارتباط میسر نشد
به هر روی خوشحال شدم
روزگارتان به بهروزی