ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
برف پیری
ز مستانت که آمد ، برفت افتاده به ابرویم
تو در رقص و منم از درد می سوزد ، سر و رویم
ز سر مایی که آوردی ، ز سر بردی جوانی را
شبیه برگ ریزان شد ، ز سر تا صورت و مو یم
یخ آلود است ، هر شب ، کو چه های شهر دلتنگی
چه بن بستی است ، آن روزی که رفتی ، کو چه و کویم
بجز تو ، بی تو ، هرگز همنشینم نیست ، الا ، من
من و تنهایی و اشک و هم آغو شی ، بازویم
بهاری پیش رو دارم ، پس از سرمای دلگیرت
تو را چون لاله رویان در بهارت باز می جویم