ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
من و یک قلب بارانی ، تو را چون گریه کم دارم
که بی تو در شب باران ، مژه بر هم نمی ذارم
نگو دیره ، نگو فردا ، همین حالا بیا ، خوبم
من اینجا پیش خواب تو ، تمام وقت بیدارم
هزار و یک شب و قصه ، به سر شد بی توام برگرد
تو رفتی و هنوزم من ، به جان عشق بیمارم
به ساحل ها قسم دادم ، که چون امواج بر گردی
چو ماهی مانده در خشکی ، فراقت گشته ، آزارم
هنوزم برکه ی من ، از تو خالی می شود هر شب
که دیگر بار آب از ، چشم هایت ، سیر بردارم
من و دیوار و ساعت ، روبروی هم بگو تا چند
تمام لحظه های بی تو را ، پیوسته بشمارم
حواری می شوم ، گر جان ببخشی ای مسیح آسا
گناه خویش را هر دم به دار عشق بگذارم