ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
الست
تو ای همه به سرآغاز و روزگار الست
و اتفاق قشنگی که گشته،دست به دست
و ای همه من و هر روزِ آرزو هایم
نخورده می ، شده ام باده نوش و باده پرست
نشسته در گذرت ، در حضور و پنهانت
که هر چه غیر ، در اندیشه ام فتاد و شکست
منم که مرغ تنم بر رهیده از قفسی
همو که با تو بخیزد ، همو که در تو نشست
ز دست داده ام از هر چه هست که نیست
به چنگ آورمش ، آنچه را که باید و هست
دوام عیش سحر مانده در گلوی اذان
خوشا بر آنکه به افطار در گشود و نبست
به هوشم ار تو نقاب از اشاره بر گیری
چگونه جام ستانم ، چگونه گردم مست