ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
آرمان
آنکس که نخارد سرما ، هم سر ما نیست
آن زر که شود تاج شهان ، گوهر ما نیست
خورشید جهان ، ماه درخشان ، همه آفاق
مقصود بلندیست که جز در سر ما نیست
بگذشت پریشانی ما هر چه که بگذشت
نسلی که ندانست ، پدر و ما در ما نیست
ما رویش سبزیم ، زمستان نشناسیم
اندیشه ی سرما زده ، اندر بر ما نیست
شاید که به درگاه دری پای کشیدیم
هر گز دگر آن کوچه و در باور ما نیست
در مزرعه ی ما همه اسبند به شیهه
آن عرعر بیهوده و آن خر ، خر ما نیست
عفریت سیه پوش که دیوانه ی خویش است
همسایه و همخانه و همسنگر ما نیست
ما مست می ناب خدائیم ، خدایی
از خون رزان ،خون کسان ، ساغر ما نیست
هر جا که کلاغ است ، به اندیشه ی مردار
راهیست که ره تو شه و باغ و در ما نیست
آن تیغ که می بُرد و دستش به قضا نیست
دستیست بر آشفته ، ولی حیدر ما نیست
در مکتب ما ، هر که به تسلیم نیاید
مقبول خداوند دل و داور ما نیست