ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
مردی به عمق تاریخ
و به وسعت ایران.
رو حانیی که به تمام قامت ، انسانی بود .
اسطوره ای که واقعیت داشت .
مردی که قیام کرد برای مردم
و قعود کرد برای خدا .
روزی که صندلی های دنیا استقبالش کردند .
به زمین خاکی سلام گفت .
در بهاری که همه محو تماشای گل ها بودند .
او پاییز را نقاشی کرد .
جوان تر از آن بود که پدر خطا بش کنند . و
و پخته تر از آن که رهبر .
قرآن و نهج البلاغه را برای زنده ها و زندگی می خواست .
و می خواند .
و رای مردم را مشرو عیت حکو مت .
مردمسالار دینی به معنای واقعی .
و دموکراسی را در تجلی شورا ها .
سر سخت در مقابل استبداد و استعمار .
سخن در زبان و قلمش پخته بود .
و پیامش بر تارک آزادگی آویخته .
روزی که می رفت ، مردی نکو نامیدندش .
نا میرا !
<< هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق .
ثبت است بر جریده عالم دوام او >>.