گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

آزادگی

آب گفتی ، کباب شد جگرم.              

چشمه ها هم سراب شد ، نظرم.

گریه ، آری، بیاد تل افتاد.                  

چشم های حزین و با هنرم.

و چه آمد ، چه شد نمی دانم.           

اندکی گفته اند و با خبرم.

این سیه جامه ها چه می گویند.        

من ، شنیدم  ز مادر و پدرم.

که به هفتاد ، جنگ چون افتاد.           

ماند تنها حسین و اهل حرم.

جنگ اول که علقمه ، خون شد.         

گفت مردم ، شکسته شد کمرم !

یاد ظهر و نماز می افتم.                   

تیر ها می رود به بال و پرم.

کاروان حسین که می آید.                

عاشقی شیهه می زند به سرم.

مرد بیعت نمی کند با ظلم.               

گر به صد تیر، می زند ،  جگرم.

اینکه گفتم ، تمام قصه نبود.             

نتوانم ، ز خو نشان ، گذرم.

گفت گرمیکُشید ،باکی نیست.          

زنده  ماند ،  شعا ئر ،  پدرم.

ایها الناس ، کونو ا  احرارا.                

یادتان نیست ، بر علی ، پسرم !

***

کربلا را اگر بلا کم بود.

یا نبود و چو نینوا ، غم بود.

هیچ فرقی نداشت در معنا.

جنگ بین ددان و آدم بود.


نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.