گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

روزگار ما

تاریخ : سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳ | 23:8 | نویسنده : م آهنگری
 

دنیا خراب و مصلحت و وعده هم خراب.

از حد گذشته، قاعده ها گشته بی حساب.

یک مشت لول و مست و خرابند و منجمد.

بعـــضی رفیق و اهـــــل حسابند و مقتصد.

هر کس به کار و قاعده خویش قاضی است.

قانون فقط چـــو مهره شــطرنج بازی است.

حاکم خراب قدرت و محکوم لذ ت است.

رعیت غلام و برده ارباب و دولت است.

دیروز شعر سرودیم و قــصه شد.

احساس التهابی مردم گسسته شد.

مشتی درون کوزه فریاد خُــــم شدند.

گشتند چون شراب طهورا وگم شدند.

از آسمان شبیه صاعقه بر ظلم ریختند.

آتش زبانه داشت غریبـــــانه سو ختند.

بعضی به جای اشرف مخلوق آدمند.

گاهی مسیح و منجی اخلاق عالــمند.

از حد شان نتــــوان گــــــــفت کیستند؟

راضی به حد مفتی و قاضی که نیستند.

اینجا تمام مردم ما صفر مطلق اند.

با  هر توان اگر که بخوانی مفردند.

چوپان اگر دلش بسوزد و آبی دهد جدا.

اما سزای گــــله چوپان ، به سگ روا.

میراث مملکت به گمــان ارث مادریست.

سهمی اگر برای ما بگذارند ، نوکریست.

روزی که باغبان چمن آرای باغ شد.

آتش بیار معرکه مو ش و کــلاغ شد.

گفتم که عشق حرف عبث بود بعد از این.

خشکـــــیده شاخه احساس ایـــن زمـــین.

دیگر درخت عا طفه ها سر بریده است.

تنـــــها غزال مزرعه ما رمــــیده است.

از بین ما دو تا که به جا مانده در قفس.

حالا یکی اسیر بـــــــلا ، دیگری عسس.

یادش بخــــیر که دیــوار موش داشت.

وقتی فقط الاغ طبیعت دو گوش داشت.

حالا تمـــــام مزد بگیران فروشــــــــــــیند.

یک دست دهان لوده و یک دست گوشیند.

نان و نمک به قیمت آزاد می خرند.

گاهی برای لقمه نان چشم می درند.

گفتم بدانی و گــــــــفتی که عالمی .

دانی اگرکه دم  نکشی عین ظالمی.

گفتی تمام زندگی از رنگ تیره نیست.

رنگین کمان زندگی آخر برای چیست؟

گفتی که زندگی نه همین رنج و غصه است.

تنها کویــــــر لا یق عـــــــناب و پسته است.

از زندگی فقط سخن از تلخیش مگوی.

زیباست کــــز میانه سختی کمال جوی.

گل هست ، لاله هست ، درخت چنار هست.

گـــــاهی صدای بلــــبل و گه قار قار هست.

زیباست گر چه زوزه گرگی ملا زم است.

خاری به پای زایـــــــر معبود لازم است.

صبری ، اگر که کفر بگیرد جهان را.

شوری ، اگر بــــیاید و گیرد عنان را.

آن روز دزد قافله معــلوم می شود.

یعنی شریک قا یله معدوم می شود.

دنیا برای ماست که حق وعده داده است.

ما مست و وعده سبــــــــــحان ، باده است.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.