گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

خانه

 "    خانه    "


خانه ای هست پر از غصه و درد       

چهار فصلش زمستانی و سرد

هر طرف پای کشد  دیوار است          

ریه هایش کمکی   بیمار است

توی این خانه ی زندان و نمور           

هست ، دلتنگ   اجاقی و تنور

به دعا گفت . و لیکن ،گله بود

کاش دیوار همش   پنجره بود

روز ،خورشید  بغل ، وا   می کرد      

شام  ، مهتاب .  تمنا  می کرد

پشت آن شیشهء شفاف و قشنگ          

باغ گل ،   شاپرکی  ، رنگارنگ

آسما نی که  ،   همش  ،  آبی بود       

لکه ای ابر  و  دو    مرغابی بود

یاس بر   شانه ی   بیدی در خواب      

شن نمایان شده  ،  اندر کف آب

حوض سبزی که پر از  ، اردک بود    

مثل  استخر  ،  پر از  کودک بود

گاو ابلق ،  چهار پستان  ،  پر شیر      

بوی نان سفره ی سر شیر وپنیر

بیدکی  تازه   به پای       افتاده          

گیسو افشان  شده ،لب بگشاده

کلبه ای  دود کنان  ، داغ شده

مرد قلیان  به  دهن  چاق   شد ه

در و دیوار پر از  سیر  و   کدو          

فرش ایوان    کلم   و   زرد آلو

زین اسبی   پی   دیوار  زده  

اسب   سر کش   ولی افسار زده

زن زیبای به  تن کرده  ، قبای           

آید از کلبه برون ، با دو سه چای

میرود  تا  که   به   جالیز رسد           

جام عشقی  که به     لبریز رسد

مرد پشمینه کله ،خسته شده   

دل به دیدار  زنش  ،  بسته شده

سفره ی عشق ، زمین بنهاده  

لقمه چین    ادب     ،    اما ساده

خنده می کرد درخت پر سیب

هدیه می داد به  ، اغیار و حبیب

پشت این شیشه تما شایی بود 

هر چه دیدم ،  همه  ، زیبایی بود

کاش می شد در این خانه شکست        

یا که از شیشه ی این پنجره رست

داخل  باغ  ،  تـما شــــایــــــی شد

جزئی از لحظه ی ، زیبایی شد .

 

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.