گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

زندگی در پایان


بهار آمد و پیرانه سر بهار ندیدم

میان اینهمه گل غیر شا خسار ندیدم .

تمام لشکر گل یک به در آمده بود .

در این میانه بجز خیل یو نجه زار ندیدم .

الاغ حسرت من میل خوردن گل داشت .

مرا چه سود که جز حس یک حمار ندیدم .

هوس گر سنه در این کارزار می چر خید .

من از میان لذایذ بجز طغار ندیدم .

اگر چه بلبلکان داد عا شقی کردند .

به گوش کر شده ام غیر قارقار ندیدم .

به شاخ تر شده آویخت برگ سبز بهار .

گذشتم از تن گلزار و غیر خار ندیدم .

چو اشک چشم فرو ریخت ابر رحمت آب .

خو شا ، ولیک بجز چشم اشکبار ندیدم .

میان دشت قدم می زد آرزو هایم .

پیاده رفتم و هرگز کسی سوار ندیدم .

کسی که فاصله ازمن گرفت و در مه شد .

ندیدمش به خدا ،  غیر انتظار ندیدم .

کشید شانه خورشید زلف ابری یار .

گذشت اسب سفیدی و شد غبار و ندیدم .

عجب که زندگیم در بهشت دنیا بود .

مرا بگو که بجز جنگ و کارزار ندیدم .

بهانه بود بهار و گذشت موسم عمر .

ندانمش که چرا  لحظه ای  بهار ندیدم .


نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.