گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

بی هنر

چه نا خوشم ، در این وادی حزین و فکار .

نه رُست جز غم و اندوه از شکوفه های بهار.

اگر چه می شکند رسم و عاذت ایام.

کسی نگفته که من زنده ام به جشن هَزار.

بیا که فرصت و تدبیر ما نمی پاید.

که شرح دهم ، قصه عزیز و نگار.

***

گهی به آسمان و گهی بر زمین خیره سرم.

بدان امید که شاید زخاطرت گذرم.

هنوز دیده به در دارم و گناهم نیست.

که شاید از در رحمت عنایتی ببرم.

که گفته من که به بستان نیامدم امروز.

بباید از سمن و یاس و لاله در گذرم.

مرا امید به از آن که غم به خانه برم.

فدای شمع فروزان امشب و سحرم.

به جمع قافله گفتم که ، ساربان کجاست ؟

ندیدمش دو سه روزی ، گذشته از نظرم.

بگفت : آنکه ارادت کند ، به فیض رسد.

نه من که از دو جهان گیج و گنگ و بی خبرم.

خلاص کن به کلام ، آنکه در عمل کو شید.

به چشمه آب خورد ، ارنه من که بی هنرم.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.