ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
چون بریدی زمن بریده شدم .
چون رمیدی زمن رمیده شدم .
کاش می رفتی از همیشه من .
چون نر فتی چنین تکیده شدم .
خون خواری چنین ندیدم من .
در ازار تو من چکیده شدم .
تو به احساس من جفا کردی .
پاک بودم کنون دریده شدم .
آمدی شهر در هیا هو شد .
همه بودند و من ندیده شدم .
چه بگو یم ز آدمی ، افسوس .
علفی گشتم و چر یده شدم .
نه چنان چون که بشنوی ، پر سی.
خاک بودم ، به خاک .... شدم .
چرخ ایام اینچنین چر خی است .
هر چه چر خید من ، لهیده شدم .