گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

نیایش

تاریخ : جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۳ | 1:18 | نویسنده : م آهنگری

                                                                   

 

                                     "   الها   "

بار الـــــها،  تـــو قـادری امــــــــا*****بده نانی و پـیچ و تاب مده.

ساده گفتم ،تو هـم که فهمیدی*****بـده امـا به آب و تـاب مده.

وقت دیــدار با تــو اکـــنون است*****وعده شام و وقت خواب مده.

گفتمت نان و خــــوب می دانی*****بیشمارند وبـی حسـاب مده.

ازتو خواهم که مستجاب شـوم*****وعده ام را به شیخ وشاب مده.

هر چه گفتی به طاعتت خیــزم*****بیش از آن را تو هم عذاب مده.

تو که آقـــای بنـــــــده چو منی*****غیراز این ناسزاست جواب مده.

آنکه بیــــراهه رفت و راه ندیــد*****پاسخش را جــــــز از کتاب مده.

هرکه داند که کیست در خلوت*****بند  ما را ، تو هـم به آب مده.

گذرد عمر و غفلت  ازما  بیـش*****لحظه ها  راتو هــم شتاب مده.

به مـــلاقات مرگ ،خواهم شد*****دلخوش ، اما ، گــه شباب مده.

ای بلنـــدای عــــــدل رحمانی*****مـن گنه کــرده ام ، عقاب مده.

ساز نا کوک می زند،  مــطرب******چنگ دادی ، دگـــــر رباب مده.

دلم از ساقی تو دلخون اسـت******جــام را داده ای،  شــراب مده.

من که باشم که گویمت چکنی*****بده پیغام و بـــا شــــــتاب مده.

گو یمت ساده این سخن مخلص****چــو نخواهـــی ، مرا ثواب مده.

                                  م آهنگری 6/5/92

               ***************************************

بشکن ایـــدل ، که عافیت یابی*****نکند خواجــه خفته در خوابـی.

رمضان است و قـــدر هم شاید*****در همین لحظه های بی تابی.

چاره درد ماست ، گریه واشک*****شاید این جام وقـطره ی آبـی .

من ندانم که این چه تقدیرست*****که بــه شب داده ، نور مهتابی.

همه چیزم فــدایت ، ای مـولا*****در همین لحظه های بی خوابی.

دست من رو به آسمان بالاست****گم شدم من ، مگر کـه در یابی.

شمع جانم بسوزد ، از هجــران*****سرخ و زرداست و نیلی و آبی.

بار الـــها برای خـــــلق فرست*****صـــحت و نـــام و نــان و آزادی.

                                    19/رمضان/92

            **************************************

 

باغ و گل و بـــهـار من ، با تــو نشسته در چمن.

کاش نمی شــدی جدا ، اشــک تـــو و نگاه من.

کاسه ی لب شکسته را ،جام نمی کند کسی.

جز من دل شکسته ی، مانده در این سکوت تن.

شرح تو را یکی یکی ، از ســر شــوق می کنم.

دست به دست می شود،قصه ی ما دهن دهن.

پیش رقیب سر خو شم ، اینــکه صــدا زنم تو را.

سینه زتــن جدا کنم ، چاک دهــــم چو پیر هن.

رفتی و جان من ولی ، آ مـــــده،جان به تن اگر.

حال که می روی بـزن ، شعله بـه جمع انجمن.

غنچه ی لاله ام تو یی ، یاس دو ساله ام تویی.

زنــــبق وحشی مرا ، آب بـــــده چـــــو یاسمن.

امشب از آن دری که من ، باز گشوده ام بـه تو.

نالـــه بلـــند می شود ، همچـــو قنـاری و زغن.

تب زده جان عشق من ، تا به سحر صــدا کند.

دست و دهان من جدا ، چشم و دل زبان و تن.

بار دگــــــر دعا کنــم ، ذکــــر به سجــده آورم.

تا که رهـــا شوم از این ، مــا و منی خویشتن.

                                19/ رمضان /92

                                                       

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.