ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
" الها "
بار الـــــها، تـــو قـادری امــــــــا*****بده نانی و پـیچ و تاب مده.
ساده گفتم ،تو هـم که فهمیدی*****بـده امـا به آب و تـاب مده.
وقت دیــدار با تــو اکـــنون است*****وعده شام و وقت خواب مده.
گفتمت نان و خــــوب می دانی*****بیشمارند وبـی حسـاب مده.
ازتو خواهم که مستجاب شـوم*****وعده ام را به شیخ وشاب مده.
هر چه گفتی به طاعتت خیــزم*****بیش از آن را تو هم عذاب مده.
تو که آقـــای بنـــــــده چو منی*****غیراز این ناسزاست جواب مده.
آنکه بیــــراهه رفت و راه ندیــد*****پاسخش را جــــــز از کتاب مده.
هرکه داند که کیست در خلوت*****بند ما را ، تو هـم به آب مده.
گذرد عمر و غفلت ازما بیـش*****لحظه ها راتو هــم شتاب مده.
به مـــلاقات مرگ ،خواهم شد*****دلخوش ، اما ، گــه شباب مده.
ای بلنـــدای عــــــدل رحمانی*****مـن گنه کــرده ام ، عقاب مده.
ساز نا کوک می زند، مــطرب******چنگ دادی ، دگـــــر رباب مده.
دلم از ساقی تو دلخون اسـت******جــام را داده ای، شــراب مده.
من که باشم که گویمت چکنی*****بده پیغام و بـــا شــــــتاب مده.
گو یمت ساده این سخن مخلص****چــو نخواهـــی ، مرا ثواب مده.
م آهنگری 6/5/92
***************************************
بشکن ایـــدل ، که عافیت یابی*****نکند خواجــه خفته در خوابـی.
رمضان است و قـــدر هم شاید*****در همین لحظه های بی تابی.
چاره درد ماست ، گریه واشک*****شاید این جام وقـطره ی آبـی .
من ندانم که این چه تقدیرست*****که بــه شب داده ، نور مهتابی.
همه چیزم فــدایت ، ای مـولا*****در همین لحظه های بی خوابی.
دست من رو به آسمان بالاست****گم شدم من ، مگر کـه در یابی.
شمع جانم بسوزد ، از هجــران*****سرخ و زرداست و نیلی و آبی.
بار الـــها برای خـــــلق فرست*****صـــحت و نـــام و نــان و آزادی.
19/رمضان/92
**************************************
باغ و گل و بـــهـار من ، با تــو نشسته در چمن.
کاش نمی شــدی جدا ، اشــک تـــو و نگاه من.
کاسه ی لب شکسته را ،جام نمی کند کسی.
جز من دل شکسته ی، مانده در این سکوت تن.
شرح تو را یکی یکی ، از ســر شــوق می کنم.
دست به دست می شود،قصه ی ما دهن دهن.
پیش رقیب سر خو شم ، اینــکه صــدا زنم تو را.
سینه زتــن جدا کنم ، چاک دهــــم چو پیر هن.
رفتی و جان من ولی ، آ مـــــده،جان به تن اگر.
حال که می روی بـزن ، شعله بـه جمع انجمن.
غنچه ی لاله ام تو یی ، یاس دو ساله ام تویی.
زنــــبق وحشی مرا ، آب بـــــده چـــــو یاسمن.
امشب از آن دری که من ، باز گشوده ام بـه تو.
نالـــه بلـــند می شود ، همچـــو قنـاری و زغن.
تب زده جان عشق من ، تا به سحر صــدا کند.
دست و دهان من جدا ، چشم و دل زبان و تن.
بار دگــــــر دعا کنــم ، ذکــــر به سجــده آورم.
تا که رهـــا شوم از این ، مــا و منی خویشتن.
19/ رمضان /92