گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

دو تایی

 

مرا با بوسه دعوت کن ، ببین جانم به لب آمد.

از این آتش رهایم کن ، نمی بینی که تب آمد.

غروبم کرده چشمانت ، در این صبح خیال انگیز.

هنوزم محو خورشیدم ، نفهمیدم که شب آمد.

***

بینداز این تــــبر ، از جان من خون در نمی آید.

عقیمش کرده ام ، فرزندی از مادر نمــی زاید.

از این افسانه تا افسانه دیگر  ،  نمـــی دانم.

ولی عمر سیاهی بیش و کم ، آخر نمی پاید.

***

بیا پیاده مرا با خودت ببـــــر ، شاید.

غروب منتظر ماست، آشنای غریب.

دلم گرفته ، دگر پاســخی نمی آید.

نه از ترانه باران ، نه از صدای حبیب.

***

باز هم پیراهن یوسف دریدی ، با وفـــــــــــا.

باز از دکان دنیا نان خـــریدی ، با وفـــــــــــا.

عاریت دادیم دندانی ، که روزی وانـــــــهی.

کهنه بودند آنکه جای نو خریدی ، با وفـــــا.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.