ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
عمری که به دنبال تو گشتم ، همه ی عمر.
بر باد شد و شاد نگشتم ، همه ی عمر.
این سهم من از آن همه گشتن ز تو آن شد.
خود دیدم و باز از تو گذشتم همه ی عمر.
آن روز که از کو چه ی ما باز گذشتی.
من ماندم و غم ها همه پُشتم ، همه ی عمر.
سمفونی تکراری من ، تا ر ، ندارد.
تر سم که ز پود تو نََر شتم ، همه ی عمر.
گردن مفرازید ، جهان قله ندارد.
پرورده ام آلاله به دشتم همه ی عمر.
من جز تو، ندارم گنهی ، گر چه تو خوبی.
این بود که در چشم تو زشتم،همه ی عمر.
این باغ که جز خار در آن جای ندارد.
تخمیست که با دست تو کشتم،همه ی عمر.
یک بار بگو این غزلم را تو نوشتی.
تا من بنو یسم ، که ، بهشتم ، همه ی عمر.