گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

دوست

                                             

هست زیبا یی اگر چشمی تـــو را ، یـاری کند.

هست آرامش ، اگـــــــر اندیشه ات کاری کند.

می شود گل بود و بوی خــوش نصیب یار کرد.

بایدم آموخــت ، فکـــــری هم به حال خار کرد.

در زلال آب گاهی نقـــــش یک مهتـــــاب بود .

در سیا هیها برای شا پـــــــرک شب تاب بود.

روز تو فانی ، شقایق را نــــــــــگهبا نی نمود.

تشنه کامی را به آب دیده مهمـــــا نی نمود.

می شود حس کرد بوی سیب غو غا می کند.

ریــــــــگ جوی زندگی ، آهنگ زیــــبا می کند.

گوش ها را مـــــــــی نوازد آب جوی مو لیــان.

مثــــــل شعر آب سهراب و حــــــــریر پر نیان.

کیست آرامش نگیرد چشمه ای غل می زند؟

مرغ دل پر می کشد چون شاخه ای گل می زند.

هست آرامــــــش. اگر دستی تکا نت می دهد.

بند گی با ید خداوندی ، کـــــه جا نت می دهد.

سا یه سار باغ ، جــــــــانت را نوازش می دهد.

تر بیت اقوام را پـــیوند و ســـــــــازش می دهد.

کو هساران لاله وحشی ، تــــــعا رف می کنند.

کا فران عشق را مجنـــــون و عـــارف می کنند.

بلبلی در شا خساری نغمه خوانــــــی می کند.

بید بن از کفش دوزک میز بـــــــــــانی می کند.

چشمه ای با تشنه ای یک لحظه تنها می شود.

عا شق دلخسته با یک بو سه رسوا می شود.

چلچله فــــــــصل بهاران می رسد با لالــــه ها.

عشقبازی می کند پــــــروانه بـــــــا آلالــــه ها.

هفت سین دشت را ، بــــا سبزه آراید بـــــــهار.

فال حا فظ در میان و سر خوش و سر مست یار.

پسته و بــــــادام وگردو ،فـــــــندق و شاخ نبات.

زعفران و زیــــــــــــــره یکجا می شود آب حیات.

آلـــــــبالو ،سیب،زردآلــــــــو،گلابی و شلیـــــــل.

جملگــــــــــــی هستند ، آثـــــــار خداوند جلیل.

خـــــــرمن گلهای داوودی  ،  بنفشه ،اطلسی.

می ربا ید ذهن انسان را زهــــر، خار و خسی.

مــــــردمان نیک سیرت ، اهــــــل ایمان و یقین.

باز می دارند انسان را ، ز فسق و جـــور و کین.

شه پر عقل است ، پـــیغام سروش علم ودین.

می رها ند آدمی را ، از گــــــــــذر گاه و کمین.

انبـــــیا و اولــــــــیا ، هر یک چراغ و کشتی اند.

رهنما و رهگشای خلـــــق ، از هر زشــتی اند.

زین هـــــمه گفتیم و پا یانی ندارد ، گــــفته ها.

با یـــــــدم خا موش ما ند ، قصه ی نا گفته ها.

می کنم تکرار  زیبا هست . وا کن چشـــــم را.

خَلق و خُلقت می شود زیبا ،رها کن خشم را.

بوی نفرت در وجودت ، خار چشم آدمی است.

راز لبخندت گشاید،هر چه اندوه و غمی است.

دوست دارم خاک پای دوستدارانـــــــت شوم.

بهتر آنست تا که گو یم،ذبح و قربا نــت شوم.

ای تمام حسن ، هستی جلوه ای از نــــور تو.

هست کافی مردمان را ، جلو گاه طـــــــور تو.

آنکه زیبا بین و زیــــــبا خواه و زیبــــا باور است.

کی بتی چو بین تواندگفت کو پیغـــــمبر است.

نیست اندر باورم خـــــــــارم کنی . روز پسین.

گر تو رحمانی و من جا مانده در ملک حصین.

گفته ای کا فیست بر مردم ، خــــداوند کریم.

نقل قران است ، پناهم ده ز شیطـــان رجیم.

صبح و ظهر و مغرب و شامت به خاک اندر شوم.

رهـــــــرو راه رسول الله (ص) پیغمـــــــــبر شوم.

 

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.