گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

گورانیم

نوشته های ادبی و شاعرانه ،کلیه نو شته ها مر بوط به نگارنده است و از هیچ منبعی بر داشته نشده است و حقوق معنوی آن برای نگارنده محفو ظ می باشد .استفاده از متون با ذکر منبع و نام نو یسنده بلا مانع می باشد .

بهشت

آرزوی عالم و آدم به جنات خداست.

غایت آمال هر کس ، جایگاه انبیاست.

اهل معنا را حقیقت ، جز لقای یار نیست.

ای خوش آن یاری که از سر چشمه اغیار نیست.

این حوالت را کنون بپذیر ،دنیا نقد ماست.

خوب یا بد ، هر چه باشد این جهان در عقد ماست.

چون ندیدم آن جهان ، اینجا بهشتی می شوم.

قایقی می سازم و همراه کشتی ، می شوم.

موج ها را می خرم، با کوسه سازش می کنم.

ما هیان آب را ناز و نوازش می کنم.

صبح پارو می زنم خورشید را پیدا کنم.

یک سبد گرما بچینم ، وارد دریا کنم.

با عروسک های دریا عشق بازی می کنم.

آبشش را می خرم ، ترک هوازی می کنم.

مدتی کو تاه اینجا یم که غواصی کنم.

دور بین زندگی را وقف عکاسی  کنم.

هر که دارد یک بلم ، با عقل پارو می زند.

چون کفی بیند در آب افتاده جارو می زند.

روزگاری تور احساسش مشبک می شود.

حا صل رنجش نمی داند دو یا تک می شود.

زندگی رسم خوشایندیست ، با کو تا هیش.

شوری دریا کسی خواهد که خواهد ما هیش.

گر چه یک روزی مرا در ساحلت جا می دهی.

گفته ای آنجا ز حوری های آنجا می دهی.

بیش از آن باغ ارم را با عسل ها می دهی.

آنچه در وهمم نیاید ، زیر و بالا می دهی.

عاقل آن باشد ، که در عالم بیفروزد چراغ.

هم بکارد دانه را ، هم خانه ای سازد به باغ.

گل بکارد تا مشام رهگذر خو شبو کند.

کو چه باغ خلق را از خار و خس جارو کند.

دست افشان پای کوبان ، نغمه خوان گل  شود.

در مسیر کو چه باغ مردمان ، بلبل شود.

کندم افشاند که نان خلق را احیا کند.

ریسمان زندگی را از گره ها وا کند.

گر بهشتی نیست اینجا ، خود بهشتی می شود.

فارغ از کبر و غرور و رنج و زشتی می شود.

می فرستد قایقی از گل ،به کشتیبان دهر .

تا گلاب افشان شود، نهر جهان و جوی شهر.

آن بهشت و این بهشت و آن خدا و این خدا.

هر دو یکسانند ، اما ، گر چه عالم ها جدا.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.