ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
با احترام و معذرت از این نوع نگاه .
شکی مقدس ، از پس یک عمر اتفاق.
یعنی برادرم ، من و ما هم ، دروغ بود.
روزی که آمدیم ، کبوتر نمی پرید.
گهواره هم نبود و صدا هم دروغ بود.
آن گریه های بی سرو ته ، گشنگی نبود.
شیری نبود و غذا هم دروغ بود.
لا لا ییا ، برای من و خفتن تو بود.
معنا نداشت ، عا طفه ها هم دروغ بود.
قد می کشید جان و تنم پای بو ته ها.
تنها خیال بود و هوا هم دروغ بود.
احساس مرده بود ، برادر اسیر بود.
فصل جوانی ، عشق ، صفا هم دروغ بود.
زندان زندگی ، خفه می کرد ، مرد را.
یعنی امید بی سر و پا هم دروغ بود.
زن بود و پر سه زدن پای پنجره.
بازیچه بود ، خا طره ها هم دروغ بود.
فصلی برای رویش و فصلی برای مرگ.
مرزی نبود ، فا صله ها هم دروغ بود.
پایان آدمی و سر آغاز، گریه ها.
افسانه بود ، ما و شما هم دروغ بود.
ما گول خورده ایم ، از این اعتبار ، من.
ما و من و سر و پا هم دروغ بود.
باور نمی کنی ، همه یک خواب ساده بود.
آن کد خدای کو چه ما هم دروغ بود.
کافی نبود ، شاه فقط توی قصه هاست.
زندان و کشتن ، رفقا هم دروغ بود.
دزدان شهر و قاضی و مفتی ، جدا جدا .
با هم یکی شدند و جدا هم دروغ بود.
این برج های ماست ، و چندی دگر ، و هم.
جنگی نبود و فقر و غنا هم دروغ بودد.
قانون جنگل است ، حساب و کتاب نیست.
پاداش و مرگ و جزا هم دروغ بود.
حرفی نمانده، اهل سیاست ، سیا سیند.
آن شعر ها و قا فیه ها هم دروغ بود.
این جمله های ادب ، اشتبا هیند.
تشبیه و استعاره ی ما هم دروغ بود.
اینجا بهار حرف اضا فیست ، جان من.
اردیبهشت و چلچله ها هم دروغ بود.
دل بسته ایم ، به اندازه های کم.
میزان و قبله نما هم دروغ بود.
این عینک سیاه برای ندیدن است.
این جمله های بی سرو پا هم دروغ بود.