| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |

ای خلق اگر باده پر ستید بمانید .
از زهد و ریا هم خبری نیست بدانید .
امشب اگر آن پیر به محراب در آید .
معراج همین جاست اگر خواب نما نید .
ما را به امید شب یلدا مگذارید .
یک جام از آن باده ممنو عه بیارید .
هر چند حرام است از آن باده که گفتیم .
این یک شبه را جزء شب و روز ندانید .
گو یند در این شهر کذایی خبری نیست .
گر با خبری هست از این حلقه مرانید .
آن راه که رفتند حر یصان بهشتی .
ما دوزخیان را مبر ید و مر سانید .
یلدا که فرو هشته به دامن سر زلفش .
چنگی بز نید و خود از این شب بر هانید .

شب چله
سرزده اکنون شفق ، ماه به بالا رسید
تیغ کشیده به شب ، تا شب از آنجا رسید
شرم ز آذر گذشت ، دی چو سر آغاز شد
شوق زمستان بپا ، مو سم سر ما رسید
پیر زنی دلفریب ، سرزده آمد به شب
از سر شب قصه گفت ، قصه به فردا رسید
فال و نی و نغمه ها ، ساز و طرب هم بپا
حافظ شیرین سخن ، یکه و تنها رسید
شب به تما شا نشست ، عا شقی آغاز شد
دست در آغو ش هم ، چله و یلدا رسید
سرخ در انداخت سرخ ، شهد در آمیخت شهد
نقل بپاشید و گُل ، وامق و عذرا رسید
شب به درازا کشید ، صبح در اندیشه شد
چون بهم آمیختند ، نور به جانها رسید


